شامگ... ولی حالا چرا؟
سه شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ۰۳:۵۹ ب.ظ

سلام بچه ها ما همچنان در حال لحظه شماری هستیم برا درست شدن شامگ...
ترکیدی شامگ ....ولی حالا چرا ؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟
عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟
وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟
۹۰/۰۸/۲۴
قشنگ بود مائده!!!